íVladimir Mayakovsky

ساعت از نه گذشته , بايد به بستر رفته باشي
راه شيري در جوي نقره روان است. در طول شب
شتابيم نيست , با رعد تلگراف
سببي نيست که بيدار يا که دل نگرانت کنم
همان طور که آنان مي گويند , پرونده بسته شد .
زورق عشق به ملال روزمره در هم شکست
اکنون من و تو خموشانيم , ديگر غم

سود و زيان اندوه و درد و جراحت چرا ؟
نگاه کن چه سکوتي بر جهان فرو نشيند
شب آسمان را فرو مي پوشاند به پاس ستارگان
در ساعاتي اين چنين , آدمي بر مي خيزد تا خطاب کند
اعصار و تاريخ و تمامي خلقت را...

Vladimir Mayakovsky در سال ۱۹۳۰ به ضرب گلوله به زندگی خود پایان داد و بدین‌گونه دیده از جهان فرو بست.وی پیش از مرگ بر روی برگه‌ای نوشت: «برای همه... می‌میرم...».جسد وی در گورستان بزرگان انقلاب دفن گردید. وی در شوروی "بزرگ‌ترین شاعر دورهٔ انقلابی" لقب گرفته بود.از آثار او که به فارسی ترجمه شده‌است می‌توان به "ابر شلوار پوش" اشاره کرد.